پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۴

نعمت الله امام رندان است

نور چشم تمام رندان است

باز از دولت چنان شاهی

همه عالم به کام رندان است

دور رندی و وقت میخواریست

روزگار نظام رندان است

قول مستانه ای که میشنوی

دو سه حرف از کلام رندان است

آن سلامی که سنت است به ما

در حقیقت کلام رندان است

آن شرابی که روحت افزاید

جرعه ای می ز جام رندان است

شاه ما حکم انّما دارد

آن نشانش به نام رندان است

به خرابات رو خوشی بنشین

این نصیحت به نام رندان است

بزم عشقست و عاشقان سرمست

سید ما غلام رندان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸۶نور او روشنی دیدهٔ ماست
  2. غزل شمارهٔ ۱۸۷موج بحریم و عین ما دریاست
  3. غزل شمارهٔ ۱۸۸عقل گرچه رئیس این دل ماست
  4. غزل شمارهٔ ۱۸۹صورتی آراستی معنی کجاست
  5. غزل شمارهٔ ۱۹۰پادشاهی چه بندگی خداست
  6. غزل شمارهٔ ۱۹۱هرچه می بینی همه نور خداست
  7. غزل شمارهٔ ۱۹۲چشم عالم روشن از نور خداست
  8. غزل شمارهٔ ۱۹۳هر ذره که می بینی خورشید در او پیداست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.