پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۷۳

ساقی سرمست رندان میر بی همتای ماست

گوشهٔ میخانهٔ او جنت المأوای ماست

ما درین دریای بی پایان خوشی افتاده ایم

آبروی عالمی ای یار از دریای ماست

چشم ما روشن به نور روی او باشد مدام

این چنین نور خوشی در دیدهٔ بینای ماست

در خرابات مغان مستیم و با رندان حریف

ذوق اگرداری بیا آنجا که آنجا جای ماست

گفتهٔ ما مرده ای گر بشنود زنده شود

گوئیا آب حیات از نطق جان افزای ماست

گفتم از بالای تو جانا بلائی می کشم

گفت خوش باشد بلای تو که از بالای ماست

در سر ما عشق زلفش دیگ سودا می پزد

مایهٔ سودای خلقی سرخوش از سودای ماست

اسم اعظم در همه عالم ظهور نور او است

جامع ذات و صفاتش این دل دانای ماست

از دل و جان بنده ای از بندگان حضرتیم

نعمت الله در دو عالم سید یکتای ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷۵عشق او سلطان ملک جان ماست
  2. غزل شمارهٔ ۱۷۶هرکجا پیریست طفل پیر ماست
  3. غزل شمارهٔ ۱۷۷عاشق رندی که او همدرد ماست
  4. غزل شمارهٔ ۱۷۸ما ز دریائیم و دریا عین ماست
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۹آبروی ما ز اشک چشم ماست
  6. غزل شمارهٔ ۱۸۰چشم ما روشن به نور الله ماست
  7. غزل شمارهٔ ۱۸۱درد با همدرد اگر گوئی رواست
  8. غزل شمارهٔ ۱۸۲راه عشاق رو که آن ره ماست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.