پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸۰

حضور یار بی اغیار خوش بو

بهشت جاودان با یار خوش بو

دلارامی که با من در میان است

کناری با چنان دلدار خوش بو

گل با خار خوش باشد ولیکن

اگر باشد گل بی خوار خوش بو

خراباتست و ما مست و خرابیم

چنین بزم و چنان خمّار خوش بو

در این بتخانهٔ صورت به معنی

اگر یابی بت عیار خوش بو

به تیغ عشق او گر کشته گردی

فتاده بر سر بازار خوش بو

به شادی نعمت الله گر خوری می

شوی از عمر برخوردار ، خوش بو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۸۲آفتاب حسن او عالم منور ساخته
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۸۳عشق او خوش آتشی افروخته
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۸۴عشق او شمع خوشی افروخته
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۸۵خوش نقش خیالی است که بستیم به دیده
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۸۶نور رویش پرتوی بر ماهتاب انداخته
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۸۷نور رویش دیدهٔ مردم منور ساخته
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۸۸پادشاهی با گدائی ساخته
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۸۹عشق او خوش آتشی افروخته
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.