پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۱۴

خوش در میخانه‌ای بگشاده‌ایم

باده‌نوشان را صلایی داده‌ایم

جام می بر دست و رندانه مدام

سر به پای خم می بنهاده‌ایم

در خرابات مغان مست و خراب

بر در میخانه‌ای افتاده‌ایم

خرقهٔ خود را به می شستیم پاک

فارغ از تسبیح وز سجاده‌‌ایم

در هوای عاشق باده‌پرست

دایماً بنشسته یا استاده‌ایم

بندهٔ سید شدیم از جان و دل

از همه ملک جهان آزاده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۱۶گر عشق نبازیم در اینجا به چه کاریم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۱۷چه خوش باشد گرت باشد فراغت از همه عالم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۱۸مائیم ز نار عشق آدم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۱۹باز رستیم از وجود و از عدم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۲۰فارغیم از وجود و هم ز عدم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۲۱آفتابیست حضرت آدم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۲۲در آینهٔ وجود آدم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۲۳سه نقطه یک الف همی نگرم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.