پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۷

در کوی می‌فروشان، گردم ز بی‌نوایی

در دست جام خالی، چون کاسهٔ گدایی

در صبح از سفیدی چون شیر می نماید

مستان ز دختر رز، سازند مومیایی

در کوی بی وفایان دانی سرشک من چیست

چون پیش اهل کوفه، تسبیح کربلایی

کو آن که در اشارت با من ترا هر انگشت

پیچیده نامه ای بود از کاغذ حنایی

چشم و دل و زبانی داری، که کس مبیناد!

ای همچو گل سراپا سامان بی وفایی

آن گل سلیم آخر نامهربان برآمد

خوش آن که بود با او آغاز آشنایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۹هر انگشت من از داغ جدایی
  2. شمارهٔ ۹۳۰نه ذوق باغ به دل، نه هوای پروازی
  3. شمارهٔ ۹۳۱در ره آوارگی بختم فکند از دشمنی
  4. شمارهٔ ۹۳۲من کیستم درین دشت، آوارهٔ حزینی
  5. شمارهٔ ۹۳۳برنمی خیزد نوای بلبلی از گلشنی
  6. شمارهٔ ۹۳۴ای کاش زخم سینه ی ما واکند کسی
  7. شمارهٔ ۹۳۵خوش بود گر ز سر هر هوسی برخیزی
  8. شمارهٔ ۹۳۶دلم را این چمن زندان دلگیر است پنداری
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.