پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۹

هر انگشت من از داغ جدایی

همی نالد چو نی در دست نایی

هر آهی کز دلم سوی فلک رفت

ز ره برگشت چون تیر هوایی

دلم را سوی تیغش می کند عشق

به انگشت شهادت رهنمایی

هراسان گردد از شهباز او کبک

چنان کز بیم ترکان روستایی

نشسته گرد چون ساز شکسته

به رخسارم به کنج بینوایی

سلیم از گریه در گرداب خون است

چو نقش داغ در دست حنایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳۱در ره آوارگی بختم فکند از دشمنی
  2. شمارهٔ ۹۳۲من کیستم درین دشت، آوارهٔ حزینی
  3. شمارهٔ ۹۳۳برنمی خیزد نوای بلبلی از گلشنی
  4. شمارهٔ ۹۳۴ای کاش زخم سینه ی ما واکند کسی
  5. شمارهٔ ۹۳۵خوش بود گر ز سر هر هوسی برخیزی
  6. شمارهٔ ۹۳۶دلم را این چمن زندان دلگیر است پنداری
  7. شمارهٔ ۹۳۷به روی جوهر ذاتی چه پرده می پوشی
  8. شمارهٔ ۹۳۸دلم چون لاله افروزد ز داغی
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.