پرش به محتوای اصلی
سلیم تهرانی سلیم تهرانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۶

در دعوی عشق تو نه آهی، نه فغانی

چون تیغ درین معرکه ماییم و زبانی

می آید و دارد ز پی جان اسیران

چین در خم ابرو، چو خدنگی به کمانی

خاموش ازان گشته ام از شکوه که دارم

همچون گره ابروی او قفل زبانی

سودای گلم نیست، همان به که ازین باغ

چون شمع زنم بر سر خود برگ خزانی

در بادیه گیرد خبر از مجمع طفلان

دیوانه ز هر قافله ی ریگ روانی

بر خود چه سلیم از پی هیچ این همه پیچم

مویی شدم از آرزوی موی میانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۸بود در گشت باغ آشنایی
  2. شمارهٔ ۹۲۹هر انگشت من از داغ جدایی
  3. شمارهٔ ۹۳۰نه ذوق باغ به دل، نه هوای پروازی
  4. شمارهٔ ۹۳۱در ره آوارگی بختم فکند از دشمنی
  5. شمارهٔ ۹۳۲من کیستم درین دشت، آوارهٔ حزینی
  6. شمارهٔ ۹۳۳برنمی خیزد نوای بلبلی از گلشنی
  7. شمارهٔ ۹۳۴ای کاش زخم سینه ی ما واکند کسی
  8. شمارهٔ ۹۳۵خوش بود گر ز سر هر هوسی برخیزی
همه‌ی غزلیات ←

سلیم تهرانی درباره‌ی سلیم تهرانی

محمدقلی بیگ طرشتی تهرانی متخلص به سلیم (وفات ۱۰۵۷ قمری) شاعر ایرانی و از شاعران فارسی‌زبان دربار مغولان هند در نیمهٔ اول سدهٔ یازدهم هجری قمری بود. محمدقلی طرشتی تهرانی در سالی نامعلوم در تهران زاده شد. او تحصیلات منظمی در مدرسه نگذارند «ولی چنان‌که از شعرش دریافته می‌شود، گذشته از استعداد فطری از دانش‌های زمان خود بی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.