پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

دل مرا ز کمندت سر رهائی نیست

کجا رود بکسش جز تو آشنائی نیست

بیا بیا که دلم بی تو از جهان سیر است

مرو مرو که مرا طاقت جدائی نیست

بدور چشم تو و زلف تو دگر کارم

بآهوی ختن و نافه ختائی نیست

بتان چو دل بربایند بوسه ئی بدهند

ولی تو را صفتی غیر دلربائی نیست

گدای شاه نجف شو که هیچ سلطنتی

به روزگار برابر بدین گدائی نیست

صغیر پیرهنی بیش از جهان نبرد

کنون غمی بدل او را ز بی قبایی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱هر که بدید از تو این فراخته قامت
  2. شمارهٔ ۱۳۲ببزم قرب چو دیدم میانهٔ من و دوست
  3. شمارهٔ ۱۳۳هر گوشه فتنه ایست ز چشمان مست تست
  4. شمارهٔ ۱۳۴دلبرم شانه بگیسوی شبه گون زده است
  5. شمارهٔ ۱۳۵تنها براه دوست نباید ز جان گذشت
  6. شمارهٔ ۱۳۶بیا ای عید مشتاقان که از هجر دو ابرویت
  7. شمارهٔ ۱۳۷دیگرم پروای خویش اندیشهٔ بیگانه نیست
  8. شمارهٔ ۱۳۸مدام غیر غمم کس انیس و همدم نیست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.