پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

از غم زلفت ندانم دوش بر من چون گذشت

اینقدر دانم که دود آهم از گردون گذشت

گر بگویم شمه ای از آن جگرها خون شود

آنچه بی لعل لبت بر ایندل پرخون گذشت

بیتو بگذشت آنچه ایلیلای جان بر من شبی

در تمام عمر نتوان گفت بر مجنون گذشت

پست شد شمشاد و کاجم در چمن پیش نظر

در ضمیرم چون خیال آنقدر موزون گذشت

شربت وصلست عاشق را دوای درد و بس

زانکه اینجا کار از سقراط و افلاطون گذشت

هر کسی گنج قناعت جست و استغنای طبع

در حقیقت دولتش از دولت قارون گذشت

جز محیطت می‌نخوانم دیگر ای چشم صغیر

زان که عنوان تو از سیحون و از جیحون گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹دل مرا ز کمندت سر رهائی نیست
  2. شمارهٔ ۱۳۰گفتن یک یاعلی به صدق و ارادت
  3. شمارهٔ ۱۳۱هر که بدید از تو این فراخته قامت
  4. شمارهٔ ۱۳۲ببزم قرب چو دیدم میانهٔ من و دوست
  5. شمارهٔ ۱۳۳هر گوشه فتنه ایست ز چشمان مست تست
  6. شمارهٔ ۱۳۴دلبرم شانه بگیسوی شبه گون زده است
  7. شمارهٔ ۱۳۵تنها براه دوست نباید ز جان گذشت
  8. شمارهٔ ۱۳۶بیا ای عید مشتاقان که از هجر دو ابرویت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.