پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

قضا چو جاری و ساری بنا رضا و رضاست

خوشا کسی که به رغبت رضا به حکم قضاست

کسی که گشت به حکم قضا رضا زان پس

قضا رود به رضای وی این جزای رضاست

ز بندگان خدا نی عجب خداوندی

که قطره واصل دریا چو میشود دریاست

اگر بقا طلبی باری از فنا مگریز

همین فنا که گریزی از آن تو عین بقاست

کسی که ره رو راه فنا شود زین ره

رسد به شهر بقا زانکه بعد لا الاست

به دست شوق بدر پرده من و ما را

که آنکه میطلبی پشت پرده من و ماست

میان یار و تو غیر از تو هیچ حایل نیست

تو خویش محو کن آنگه ببین که او پیداست

شگفت نیست گر او را ندیده دیده تو

که دیده ایم بسی دیده باز و نابیناست

صغیر قول و بیانت ز عالم دگر است

خود از زبان تو گویا که دیگری گویاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶دور هجران را مگر اتمام نیست
  2. شمارهٔ ۱۲۷از غم زلفت ندانم دوش بر من چون گذشت
  3. شمارهٔ ۱۲۸خدای آنچه بزلف نگار چین انداخت
  4. شمارهٔ ۱۲۹دل مرا ز کمندت سر رهائی نیست
  5. شمارهٔ ۱۳۰گفتن یک یاعلی به صدق و ارادت
  6. شمارهٔ ۱۳۱هر که بدید از تو این فراخته قامت
  7. شمارهٔ ۱۳۲ببزم قرب چو دیدم میانهٔ من و دوست
  8. شمارهٔ ۱۳۳هر گوشه فتنه ایست ز چشمان مست تست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.