پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۳۱ - در بیان آنکه‌ خط‌ مستقیم‌ در میان خطوط که‌ مابین‌ دو نقطه‌ فوقانی‌ و تحتانی‌ واقع‌ است‌ آن است‌ که‌ اقصر و اقرب‌ باشد لهذا صراط المستقیم‌ خط‌ اقصر است

سرّ دیگر دارم و جوش دگر

هوش دیگر خواهم‌ و گوش دگر

بر بیانم‌ گوش جان دار ای حکیم‌

آنچه‌ نزد ماست‌ خط‌ مستقیم‌

شاید اندر وی دو نقطه‌ کرد فرض

خط‌ طولانی‌ میانش‌ دون عرض

در میان آن دو نقطه‌ ای دو دل

هست‌ خطی‌ مستقیم‌ و معتدل

نقطه‌ها اندر دو حد خط‌ به‌ عین‌

هست‌ از خط‌ جمع‌ بین‌ النقطتین‌

ذات‌ سبحان نقطه‌ فوقانی‌ است‌

شخص‌ انسان نقطه‌ تحتانی‌ است‌

در میان نقطتین‌ است‌ ای حکیم‌

آدم اول صراط المستقیم‌

وآن صراط المستقیم‌ است‌ ای رفیق‌

در میان نقطتین‌ اقرب‌ طریق‌

وآن خطوط دیگر ای صاحب‌ کمال

کاطول آمد شد ره اهل‌ ضلال

پس‌ صراط راست‌ خط‌ اقصر است‌

گمرهی‌ ها آن خطوط دیگر است‌

هر خطی‌ کآن اَطول است از آن دگر

راهِ او تا نقطه‌ باشد دورتر

تا نگوید آنکه‌ عقلش‌ کوته‌ است‌

کآن خطوط ار هست‌ دور،امّا ره است‌

بل‌ نباشد راه، وصف‌ وحدت‌ است‌

وحدت‌ حق‌ ظاهر اندر کثرت‌ است‌

کی‌ رسی‌ بر سرّ وحدت‌ ای رفیق‌

جزکه‌ گردی سالک‌ اقرب‌ طریق‌

گفت‌ زآن سجّاد زین‌ العابدین‌

قبله‌ اهل‌ حقیقت‌ شاه دین‌

رب‌ّ سیّرنی‌ الهی‌ یا ودود

در طریقی‌ کوست‌ اقرب‌ بر وفود

ذات‌ حق‌ چون واحد آمد بی‌ شکی‌

سوی او هم‌ راه او باشد یکی‌

ذات‌ حق‌ چون رهنمای مطلق‌ است‌

مقصد ما هم‌ به‌ ره ذات‌ حق‌ است‌

پس‌ ره ما هم‌ که‌ وصف‌ واحد است‌

واحد است‌ و آن دگرها فاسد است‌

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۳۳ - در تحقیق‌ صراط الذین‌ انعمت‌ علیهم‌ ای طالب‌ راه گوش معنی‌ بگشا انعمت‌ علیهم‌ را دریاب‌ و بدانکه‌ چون اهدنا الصراط المستقیم‌ گویی‌ راه کجاست‌ و از حق‌ طلب‌ کدام راه می‌ نمایی‌، این‌ معنی‌ بر تو مجهول نباشد حق‌ جل‌ و علا راه را واضح‌ نموده و انعمتهرچه‌ خواهم‌ زین‌ بیان گردم خموش
  2. بخش ۳۴ - درسرّ طلب‌ یاری نمودن امام برحق‌ و ناصر مطلق‌ اباعبدﷲ الحسین‌ علیه‌ السلاملاجرم در کربلا عشاق چند
  3. بخش ۳۵ - در مکالمه‌آن حضرت‌ با سید سجاد صلوات‌ ﷲ علیهماکرد او را بانگ‌ شه‌، کای شیر حق‌
  4. بخش ۳۶ - در بیان حاضر شدن حقیقت‌ اشیاء در عرصه‌ کربلا به‌ یاری آن موجد ماسویٰچون علی‌ فرمود در میدان نظر
  5. بخش ۳۷ - در مناجات‌ و خطاب‌ به‌ حضرت‌ قاضی‌ الحاجات‌یا حسین‌(ع) ای سامع‌ الدعوات‌ ما
  6. بخش ۳۸ - عرض حال نمودن انبیاء با حضرت‌ سید الشهدا(ع)انبیاء کردند اول عرض حال
  7. بخش ۳۹ - در بیان آنکه‌ عجز و انکسار و لابه‌ و گریه‌ سالک‌ را شرط سلوک است‌ و از لوازم محبت‌ و به‌ نور گریه‌ پرده های ظلمانی‌ انانیتش‌ رقیق‌ گرددآری از این‌ گریه‌ دل روشن‌ شود
  8. بخش ۴۰ - عرض حال نمودن ملائکه‌ با آن جناب‌ و تمنای یاری نمودن و جواب‌ آن برگزیدة حضرت‌ رب الارباب‌پس‌ ملایک‌ محو و بی‌ خویش‌ آمدند
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.