پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۳۰ - در تمهید تحقیق‌ صراط المستقیم‌ و بیان معنی‌ امر بین‌ الامرین

گوش جان را دار حاضر ای حکیم‌

بهر تحقیق‌ صراط المستقیم‌

گفته‌ بودم پیش‌ از اینت‌ مختصر

شرح آن اجمال را بشنو دگر

هست‌ ما را تا به‌ حق‌ راهی‌ دقیق‌

رهنمای ما بر آن پیر طریق‌

گفت‌ حیدر پیشوای سلسله‌

آن صراط المستقیمم من‌ هله‌

هر که‌ فانی‌ در ولای مرتضی‌(ع) است‌

خود ره و خود مقصد و خود رهنماست‌

این‌ صراط ما که‌ گفتم‌ ای حکیم‌

هندسیَّش‌ خواند خط‌ مستقیم‌

نزد اقلیدس که‌ گفت‌ او شرح خط‌

خط‌ ندارد عرض و شد طول فقط‌

گرچه‌ خط‌ را نیست‌ عرض از روی فرض

منحنی‌ چون گشت‌ یابد وصف‌ عرض

خط‌ ما چون گشت‌ عدل و مستقیم‌

عرض را مایل‌ نگردد، ای حکیم‌

خط‌ که‌ عدل و مستقیم‌ از انحناست‌

نه‌ به‌ سوی چپ شود مایل‌ نه‌ راست‌

خط‌ عدل و منحنی‌ باز ای عمو

منتهی‌ گردد به‌ سوی نقطه‌ او

نقطه‌ کآن خط‌ راست‌ عین‌ انتها

هست‌ بیرون ز استقامت‌ و انحناء

سالکان را منزل جمع‌ فقط‌

نقطه‌ باشد چون رسد بر نقطه‌ خط‌

تا به‌ نقطه‌ سالکی‌ نا واصل‌ است‌

اعوجاج و استواء را قابل‌ است‌

استوایش‌ طی‌ نمودن راه خط‌

منحرف‌ ناگشتن‌ از حد وسط‌

اعوجاجش‌ چیست‌ مرد ره سپار؟

گاه رفتن‌ بر یمین‌ و گه‌ بر یسار

چون ز خط‌ شد منحرف‌ معوج بود

ز استقامت‌ جان او خارج بود

جبر و تفویض‌ اعوجاج از راه ماست‌

امر مابین‌ دو امر آن استواست‌

خط‌ ما چون شد به‌ نقطه‌ متّصل‌

اعوجاج و استواء کو ای دو دل

جبر و تفویض‌ آن یسار است و یمین‌

همچنین‌ تشبیه‌ و تعطیل‌ ای امین‌

لاجرم جعفر(ع) امام دین‌ پناه

این چنین‌ فرمود با اصحاب‌ راه

که‌ بود ما بین‌ جبر و اختیار

راه این‌ هر دو یمین‌ است‌ و یسار

راه ما پس‌ گشت‌ خط‌ مستقیم‌

وآنکه‌ در راه است‌ ای مرد حکیم‌

تا که‌ در ره مستقیم‌ و مستوی است‌

با یمین‌ و با یسارش کار نیست‌

منحرف‌ چون گشت‌ از ره معوج است‌

وز طریق‌ اعتدال او خارج است‌

اعوجاجش‌ آن علو است‌ و قصور

واستوایش‌ الوسط‌ خیر الامور

از وسط‌ چون گشت‌ مایل‌ بر یمین‌

غالی ‌اش خوانند ارباب‌ یقین‌

وز وسط‌ چون بر یسار آمد فرود

تالی‌ اش خوانند اصحاب‌ شهود

کرد چون میل‌ او ز خط‌ معتدل

غالی‌ و تالیش‌ دانند اهل‌ دل

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۳۲ - در بیان آنکه‌ رهنما را ظاهریست‌ و باطنی‌،باطنش‌ متصف‌ به‌ وحدت‌ است‌ و ظاهرش متصف‌ کثرت‌، در ظاهر عبد است‌ و در باطن‌ حق‌، معنی‌ العبودیه‌ جوهره کنهها الربوبیه‌ را اینجا دریابوصف‌ ره را چون شنیدی ای پسر
  2. بخش ۳۳ - در تحقیق‌ صراط الذین‌ انعمت‌ علیهم‌ ای طالب‌ راه گوش معنی‌ بگشا انعمت‌ علیهم‌ را دریاب‌ و بدانکه‌ چون اهدنا الصراط المستقیم‌ گویی‌ راه کجاست‌ و از حق‌ طلب‌ کدام راه می‌ نمایی‌، این‌ معنی‌ بر تو مجهول نباشد حق‌ جل‌ و علا راه را واضح‌ نموده و انعمتهرچه‌ خواهم‌ زین‌ بیان گردم خموش
  3. بخش ۳۴ - درسرّ طلب‌ یاری نمودن امام برحق‌ و ناصر مطلق‌ اباعبدﷲ الحسین‌ علیه‌ السلاملاجرم در کربلا عشاق چند
  4. بخش ۳۵ - در مکالمه‌آن حضرت‌ با سید سجاد صلوات‌ ﷲ علیهماکرد او را بانگ‌ شه‌، کای شیر حق‌
  5. بخش ۳۶ - در بیان حاضر شدن حقیقت‌ اشیاء در عرصه‌ کربلا به‌ یاری آن موجد ماسویٰچون علی‌ فرمود در میدان نظر
  6. بخش ۳۷ - در مناجات‌ و خطاب‌ به‌ حضرت‌ قاضی‌ الحاجات‌یا حسین‌(ع) ای سامع‌ الدعوات‌ ما
  7. بخش ۳۸ - عرض حال نمودن انبیاء با حضرت‌ سید الشهدا(ع)انبیاء کردند اول عرض حال
  8. بخش ۳۹ - در بیان آنکه‌ عجز و انکسار و لابه‌ و گریه‌ سالک‌ را شرط سلوک است‌ و از لوازم محبت‌ و به‌ نور گریه‌ پرده های ظلمانی‌ انانیتش‌ رقیق‌ گرددآری از این‌ گریه‌ دل روشن‌ شود
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.