پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

دفتر دوم

بخش ۲۸ - در بیان معنی‌ جبر و تفویض‌ و تحقیق‌ معنی‌ ایاک نعبد و ایاک نستعین‌ فاستمع‌

نسبت‌ ایاک نعبد گر تو راست‌

گوش هوشی‌ بر سلوک و فعل‌ ماست‌

چون عبادت‌ را به‌ نفس‌ خویشتن‌

تو دهی‌ نسبت‌ بر ارباب‌ فن‌

بهر نفس‌ اثبات‌ قدرت‌ کرده ای

ثابت‌ او را حول و قوت‌ کرده ای

باطل‌ است این‌ زآنکه‌ گشت‌ آن مرد کار

مستقلاً مدعی‌ اختیار

هست‌ این‌ تفویض‌ محض‌ و مشکل‌ است‌

مذهب‌ قدریّه‌ است‌ و باطل‌ است‌

نزد اهل‌ دل که‌ ره را سالکند

اهل‌ این‌ مذهب‌ مجوس و مشرکند

همچنین‌ افعال را ای مرد راه

گر دهی‌ یکباره نسبت‌ بر اله‌

از تصرف‌ خویش‌ را سازی برون

اختیارت‌ را کنی‌ خوار و زبون

هست‌ این‌ هم‌ موجب‌ ابطال شرع

مذهب‌ جبر است‌ و باطل‌ ز اصل‌ و فرع

پس‌ منافی‌ هست‌ این‌ جبر و گزاف‌

با کمال عدل حق‌ بی‌اختلاف‌

همچنان که‌ مذهب‌ تفویض‌ بود

مختلف‌ با اصل‌ توحید وجود

قدری ار بیند عدالت‌ در امور

چشم‌ وحدت‌ بین‌ او کور است‌ کور

دیدِ جبری، وحدت‌ و نارسته‌ است‌

زآنکه‌ چشم‌ عدل بینش‌ بسته‌ است‌

عارف‌ کامل‌ که‌ ذوالعینین‌ بُد

اختیار و جبر را در بین‌ شد

چونکه‌ شیطان بود جبری ای سَنی‌

گفت‌ زآن رب‌ّ به‌ ما اَغویتَنی‌

چونکه‌ تفویضی‌ است دجّال ای سند

ادعای رب‌ّ الاعلایی‌ کند

چونکه‌ آدم هر دو چشمش‌ بود باز

از ظلمنا ربّنا برداشت‌ ساز

خواند حق‌ را رب‌ّ و هم‌ کرد اعتراف‌

خود به‌ مربوبیّت‌ خود بی‌خلاف‌

نه‌ نمود او در حضور کردگار

مستقلاً ادعای اختیار

کرد بل‌ خود ز اختیار او منخلع‌

تا نگردد اصل‌ وحدت‌ منقطع‌

داد بر خود نسبت‌ ظلم‌ آن امین‌

تا نباشد بیهده تکلیف‌ دین‌

خاصه‌ آن تکلیف‌ کش‌ بُد بر بشر

کرده بّد بس‌ نهی‌ از اکل‌ شجر

نکته‌ انّا ظلمنا بس‌ بجاست‌

کاعتراف‌ بنده بر عدل خداست‌

گفت‌ زآن جعفر(ع) امام دین‌ پناه

در میان جبر و تفویض‌ است‌ راه

همچنین‌ ایاک نعبد نستعین‌

هست‌ بر اثبات‌ این‌ معنی‌ معین‌

چونکه‌ واضح‌ شد تو را این‌ مسئله‌

حاضر تحقیق‌ دیگر شو هله‌

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۳۰ - در تمهید تحقیق‌ صراط المستقیم‌ و بیان معنی‌ امر بین‌ الامرینگوش جان را دار حاضر ای حکیم‌
  2. بخش ۳۱ - در بیان آنکه‌ خط‌ مستقیم‌ در میان خطوط که‌ مابین‌ دو نقطه‌ فوقانی‌ و تحتانی‌ واقع‌ است‌ آن است‌ که‌ اقصر و اقرب‌ باشد لهذا صراط المستقیم‌ خط‌ اقصر استسرّ دیگر دارم و جوش دگر
  3. بخش ۳۲ - در بیان آنکه‌ رهنما را ظاهریست‌ و باطنی‌،باطنش‌ متصف‌ به‌ وحدت‌ است‌ و ظاهرش متصف‌ کثرت‌، در ظاهر عبد است‌ و در باطن‌ حق‌، معنی‌ العبودیه‌ جوهره کنهها الربوبیه‌ را اینجا دریابوصف‌ ره را چون شنیدی ای پسر
  4. بخش ۳۳ - در تحقیق‌ صراط الذین‌ انعمت‌ علیهم‌ ای طالب‌ راه گوش معنی‌ بگشا انعمت‌ علیهم‌ را دریاب‌ و بدانکه‌ چون اهدنا الصراط المستقیم‌ گویی‌ راه کجاست‌ و از حق‌ طلب‌ کدام راه می‌ نمایی‌، این‌ معنی‌ بر تو مجهول نباشد حق‌ جل‌ و علا راه را واضح‌ نموده و انعمتهرچه‌ خواهم‌ زین‌ بیان گردم خموش
  5. بخش ۳۴ - درسرّ طلب‌ یاری نمودن امام برحق‌ و ناصر مطلق‌ اباعبدﷲ الحسین‌ علیه‌ السلاملاجرم در کربلا عشاق چند
  6. بخش ۳۵ - در مکالمه‌آن حضرت‌ با سید سجاد صلوات‌ ﷲ علیهماکرد او را بانگ‌ شه‌، کای شیر حق‌
  7. بخش ۳۶ - در بیان حاضر شدن حقیقت‌ اشیاء در عرصه‌ کربلا به‌ یاری آن موجد ماسویٰچون علی‌ فرمود در میدان نظر
  8. بخش ۳۷ - در مناجات‌ و خطاب‌ به‌ حضرت‌ قاضی‌ الحاجات‌یا حسین‌(ع) ای سامع‌ الدعوات‌ ما
همه‌ی دفتر دوم ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.