پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۸۵ - باب‌الخاء‌الخاطر

نگردد خاطرت هرگز مکدر

نیوشی از صفی تا شرح خاطر

شود بر قلب وارد ار خطایی

بدون اختیار و اکتسابی

ورودش چار قسم اندر خبر دان

چو ربانی بود اول اثر دان

در او از اصل تبدیل و خطا نیست

که از غیب است و با هم آشنا نیست

شود وارد بتسلیط و فتوت

بدفعش نیست کس را هیچ قدرت

ز الهام ملک ثانیست حادث

که بر مفروض و مندوبست باعث

دگر نفسانی است و از هواجس

دگر شیطانی آمد وز وساوس

حظوظ خویش را نفس است مایل

نباشد کار او بر حق و باطل

ولی شیطان بباطل شد نهادش

بود تکذیب امر حق مرادش

تمیز جمله از خیر و مخالف

بسی سهل است اندر نزد عارف

شناسد گر که از رب یاسر و شست

و گرز ابلیس و نفس خود فروشست

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۸۷ - الخرقهتو را گر هست ذوقی از تصوف
  2. بخش ۸۸ - الخضرمراد از خضر بسط رهروانست
  3. بخش ۸۹ - الخطرهبود آن خطره کایدپیش سالک
  4. بخش ۹۰ - الخلهبود خلت بتحقیق موحد
  5. بخش ۹۱ - الخلوهبود خلوت ترا با حق تکلم
  6. بخش ۹۲ - خلع‌العادتبود آن نزد عارف خلع عادات
  7. بخش ۹۳ - خلق جدیدتو از خلق جدید این را سنددان
  8. بخش ۹۴ - باب الدال الدبوربود آن صولت نفس عقورت
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.