پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۷۶ - الحریه

بود حیرت آزادی ز اغیار

اگر چه نیست غیر اندرین دار

ولی غیریت این باشد که از دوست

دهی خاطر بآثاری که از اوست

جمال شاه نشناسی تو در سیر

بصورتها اسیری این بود غیر

ازین نقش و صور بگریز و حزباش

شبه‌ها را بیکسو ریز و در باش

بود حریت عام آنکه آزاد

شوی از قید شهوت شاد و ناشاد

بود حریت خاص آنکه بالذات

تو مطلق گردی ازرق مرادات

شوی خود از اراده خود کماهی

فنا اندر ارادات الهی

کند حریت خاص الخواصت

زهر آثار و هر رسمی خلاصت

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۷۸ - حفظ‌العهدز حفظ‌العهد بشنو کان حدود است
  2. بخش ۷۹ - حفظ عهد الربوبیه و العبودیهیکی دیگر ز حفظ العهد آنست
  3. بخش ۸۰ - حقیقه‌الحقایقتو را گر فهم اسرار و دقایق
  4. بخش ۸۱ - حقیقه‌المحدیهمحمد را حقیقت گفت کامل
  5. بخش ۸۲ - حقایق‌الاسماءخود اسماء را حقایق آن صفاتست
  6. بخش ۸۳ - حق‌الیقینتو را حق الیقین گر سمع باشد
  7. بخش ۸۴ - الحکمهبود خود حکمت معلوم لایق
  8. بخش ۸۵ - باب‌الخاء‌الخاطرنگردد خاطرت هرگز مکدر
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.