پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۸۰ - حقیقه‌الحقایق

تو را گر فهم اسرار و دقایق

بود بشنو حقیقت از حقایق

بود ذات الاحد کو بیمو‌انع

خود آنحضرت حقایقراست جامع

از آن خوانند ارباب شهودش

بمعنی حضرت جمع و خودش

در آنحضرت حقایق جمله جمعست

چواضوائی که اندر ذات شمعست

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۸۲ - حقایق‌الاسماءخود اسماء را حقایق آن صفاتست
  2. بخش ۸۳ - حق‌الیقینتو را حق الیقین گر سمع باشد
  3. بخش ۸۴ - الحکمهبود خود حکمت معلوم لایق
  4. بخش ۸۵ - باب‌الخاء‌الخاطرنگردد خاطرت هرگز مکدر
  5. بخش ۸۶ - الخاتمبود گر بر ولایت محرمیت
  6. بخش ۸۷ - الخرقهتو را گر هست ذوقی از تصوف
  7. بخش ۸۸ - الخضرمراد از خضر بسط رهروانست
  8. بخش ۸۹ - الخطرهبود آن خطره کایدپیش سالک
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.