پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۷۸ - حفظ‌العهد

ز حفظ‌العهد بشنو کان حدود است

عبادالله را ز آن نفع و سود است

وقوف از این حدودت حفظ عهد است

بکام آنکه واقف گشت شهد است

ز سر امر و نهیش در مواقف

نشد جز مرد صاحب سیر واقف

اگر خواهی تو باشی صاحب اسرار

حدودش را بجان و دل نگه‌دار

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۸۰ - حقیقه‌الحقایقتو را گر فهم اسرار و دقایق
  2. بخش ۸۱ - حقیقه‌المحدیهمحمد را حقیقت گفت کامل
  3. بخش ۸۲ - حقایق‌الاسماءخود اسماء را حقایق آن صفاتست
  4. بخش ۸۳ - حق‌الیقینتو را حق الیقین گر سمع باشد
  5. بخش ۸۴ - الحکمهبود خود حکمت معلوم لایق
  6. بخش ۸۵ - باب‌الخاء‌الخاطرنگردد خاطرت هرگز مکدر
  7. بخش ۸۶ - الخاتمبود گر بر ولایت محرمیت
  8. بخش ۸۷ - الخرقهتو را گر هست ذوقی از تصوف
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.