پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۷۴ - الحجاب

حجابت عکس صورت‌های کونی‌ست

که جز آن بر تجلی مانعی نیست

چو در قلبت صورها منطبع شد

تجلی حقایق ممتنع شد

صورها را ز لوح قلب رد کن

تماشا پس در آن ذات‌الاحد کن

صور مانع ز وهاب الصور گشت

پس از رفع صور او جلوه‌گر گشت

هر آن نقش به جز حق در ضمیرت

حجابی دان به قلب مستنیرت

حجاب او تویی او بی‌حجاب است

صورها مر جمالش را نقاب است

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۷۶ - الحریهبود حیرت آزادی ز اغیار
  2. بخش ۷۷ - الحرقبود حرق از تجلیها اواسط
  3. بخش ۷۸ - حفظ‌العهدز حفظ‌العهد بشنو کان حدود است
  4. بخش ۷۹ - حفظ عهد الربوبیه و العبودیهیکی دیگر ز حفظ العهد آنست
  5. بخش ۸۰ - حقیقه‌الحقایقتو را گر فهم اسرار و دقایق
  6. بخش ۸۱ - حقیقه‌المحدیهمحمد را حقیقت گفت کامل
  7. بخش ۸۲ - حقایق‌الاسماءخود اسماء را حقایق آن صفاتست
  8. بخش ۸۳ - حق‌الیقینتو را حق الیقین گر سمع باشد
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.