پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۵۲ - التلوین

دگر بشنو ز صوفی شرح تلوین

که از حالت رهرو گشته تعیین

بود آن احتجاب از حکم عالی

بآثار و مقام و حال دانی

بجا بگذاشتن حال سنی را

مقید گشتن احوال دنی را

بود برعکس این تلوین دیگر

که سالک را بود در سیر آخر

در آن حال بقا بعد از فنا دان

تجلیهای اسمائی بجا دان

بنزد بعضی این اعلی مقام است

ولی در نزد قومی ناتمام است

شد اندر فرق بعد‌الجمع چون غرق

حجابش گر نباشد کثرت فرق

باین معنی یقین اعلی مقام است

تمکن را نهایت لا کلام است

نخواهد شد ز تمکین مقرر

ز شأنی مشتغل بر شأن دیگر

وگر گردد همی ز آثار کثرت

موحود محتجب از حکم وحدت

یقین میدان توزین تحقیق خالص

که این تلوین بود ناچار ناقص

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۵۴ - الثقهثقه بر رزق مقسوم اعتماد است
  2. بخش ۵۵ - باب الجیم الجذبهبود جذبه اگر پرسی عنایت
  3. بخش ۵۶ - الجرسجرس صوتیست مجمل کز جنابش
  4. بخش ۵۷ - الجسدجسد گر هست سیرت در مظاهر
  5. بخش ۵۸ - الجلاءجلا باشد ظهور ذات بر ذات
  6. بخش ۵۹ - الجلالجلال است احتجاب ذات حضرت
  7. بخش ۶۰ - الجمالجمالش جلوه ذات از کمال است
  8. بخش ۶۱ - الجمعیهاگر پرسی که جمعت کدام است
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.