پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۵۱ - التصوف

اگر خواهی ز معنای تصوف

یکی بشنو ز صوفی بی‌تکلف

تخلق آن باخلاق الهی است

شدن مرآت وجه الله کماهی است

تصوف ترک خویش و نفی غیر است

فراغت از ره و مقصود و سیر است

تصوف بی‌نیازی از دو کونست

تجرد از جهات لون لون است

تصوف باشد از امکان گذشتن

دو عالم را بزیر پای هشتن

تصوف را خدا داند که آن چیست

خدا داند که صوفی در جهان کیست

مکن در معنی صوفی توقف

که حق داناست بر سر تصوف

تصوف بی ز چند و بی ز چونست

ز هر وصفی که پنداری برون است

اگر خواهی تصوف با صفی باش

چو عنقا از نظرها مختفی باش

تصوف ترک نام و ترک ننگ است

بتحقیقش مجال لفظ تنگ است

تصوف نیست آن کزوی نشانی

توان دادن به تعریف و بیانی

یکی ز آثار او ترک دعاویست

دگر کتمان اسرار و معانیست

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۵۳ - باب الثاءبمعنی ثا اشارت بر ثواب است
  2. بخش ۵۴ - الثقهثقه بر رزق مقسوم اعتماد است
  3. بخش ۵۵ - باب الجیم الجذبهبود جذبه اگر پرسی عنایت
  4. بخش ۵۶ - الجرسجرس صوتیست مجمل کز جنابش
  5. بخش ۵۷ - الجسدجسد گر هست سیرت در مظاهر
  6. بخش ۵۸ - الجلاءجلا باشد ظهور ذات بر ذات
  7. بخش ۵۹ - الجلالجلال است احتجاب ذات حضرت
  8. بخش ۶۰ - الجمالجمالش جلوه ذات از کمال است
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.