پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۴۸ - علامت النفس بالفساد

نشانی گویمت تا باز دانی

که نفست چون برد از ره نهانی

ببزمی مردمی ار دیدی خطا گفت

سؤالی را جوابی ناروا گفت

کمربندی بجد در انفعالش

فزائی تا توانی بر ملالش

تو می‌گفتی شفیقم بر خلایق

بطبعم صلح کل آمد موافق

چه شد کز عهد خود بیگانه گشتی

عدو بردت ز ره دیوانه گشتی

خود این بود از غرور و خشم و شهوت

نمود نفس و اظهار منیت

نپنداری که بحث علم و دین بود

ره عقلت زد آن کت در کمین بود

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۵۰ - علامه ترک الشهوه للمجاهددگر گویم علامتها در این باب
  2. بخش ۴۵۱ - علامه ترک الغضب للمجاهدسر خشم و غصب ببریده کی شد
  3. بخش ۴۵۲ - علامه دفع التکبرنشانی از تواضع وز تکبر
  4. بخش ۴۵۳ - علامه ترک الحسدبود پاک از حسد آنگاه دلقت
  5. بخش ۴۵۴ - علامه ترک الحرص للمجاهددگر آنسر که از حرص است و از آز
  6. بخش ۴۵۵ - علامه دفع البخل للمجاهدنشانی بود این در ترک آزت
  7. بخش ۴۵۶ - علامه دفع‌الریاء للمجاهددگر بشنو علامات ریا را
  8. بخش ۴۵۷ - علامه اخری لدفع الریاءتو را گویم علمتهای مجموع
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.