پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۴۵ - قدم‌الصدق

قدم کان با اضافه صدق خاست

بنیکی حکم سابق بر خواص است

بخوبان حکمش از سابق جمیل است

با خیارش مواهب بس جزیل است

بنیکی کرد حق حکم متین را

عباد مخلصین و صالحین را

بشارتها برایشان از کرم داد

بخیر سابق و صدق قدم داد

بود صدق آنکه ز اشیاء خیر بینی

خلاف است ار بچشم غیر بینی

نیابد راست بین جز راست هرگز

نه چشمش جز بحق بیناست هرگز

از آن جز نیک ناید در نظرها

شود ز او هر چه ظاهر در سیرها

از آنکه صورت از معنی کند نقل

بودعالم تماما صورت عقل

بود آن عقل هم مانند مرآت

نماید خوب و بد را در علامات

هر آن با عقل کل عقلش کج آید

تمام قول و فعلش معوج آید

و گر با عقل یک حالش بود راست

بآن مقدار حسن او هیوداست

چو در کشتی نشینی جانب بحر

گمانت ساکنی تو می‌رود شهر

از آن خود بین خصال خود نکو دید

عیبو دیگران را موبمو دید

قدم گر صدق باشد اینچنین نیست

فعالش درنظرها جز متین نیست

هم او از خلق بیند گر خطائی

بپوشاند بدون مدعائی

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۴۷ - القشردگر قشرت بظاهر رهنمون است
  2. بخش ۳۴۸ - القطببود قطب آن محل نظره الله
  3. بخش ۳۴۹ - القلبدگر از قلب بشنو شرح و معنی
  4. بخش ۳۵۰ - القوامعقوامع ترک میل و آروزهاست
  5. بخش ۳۵۱ - باب‌الکاف الکتاب المبینکتاب بس مبینت لوح محفوظ
  6. بخش ۳۵۲ - الکلبود کل اسم حق بر اعتباری
  7. بخش ۳۵۳ - الکلمهکلمه هست بر چشم مشاهد
  8. بخش ۳۵۴ - کلمه الحضرهکلمه حضرت این خود بیخلاف است
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.