پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۶۵ - عبدالمعید

دگر از اولیا عبدالمعید است

که هر دوم بر حقش عودی جدیداست

کند حق آگه او از معادش

بعود خلق و خویش است اعتمادش

چو بیند بر حق اشیاء را اعادت

دهد دل را بسوی عود عادت

بر او روشن شود حال عواقب

که امر عاقبت را یافت واجب

بحسن حال خود کوشد ز اقبال

که بیند بوده نیکو اصل احوال

نبود آنجا بجز خیر و سعادت

کند کسب سعادت را زیادت

باذن حق نماید عود بروی

همان اذن است است کورا آید از پی

نباشد اذن حق بر کسب حالی

که معدوم است اصلش هم ضلالی

ز دریا آب در جوئی روان شد

بجو با تیرگیها تو امان شد

بدریا گر کنی برگشت از جو

نه بینی آب خود جز صاف و نیکو

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۶۷ - عبدالممیتبود عبدالممیت آن کز ولایش
  2. بخش ۲۶۸ - عبدالحیشناسی گر که عبدالحی کدامست
  3. بخش ۲۶۹ - عبدالقیومکسی او عبد قیوم است مطلق
  4. بخش ۲۷۰ - عبدالواجدز عبدالواجد ار پرسی وجودش
  5. بخش ۲۷۱ - عبدالماجدتو عبدالماجد آنرادان بانصاف
  6. بخش ۲۷۲ - عبدالواحدز عبدالواحد از پرسی و حالش
  7. بخش ۲۷۳ - عبدالاحدبود عبدالاحد او صاحب العصر
  8. بخش ۲۷۴ - عبدالصمدبود عبدالصمد بی‌اشتباهی
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.