پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۸۵

هر نقاب روی جانان را نقاب دیگرست

هر حجابی را که طی کردی حجاب دیگرست

ناامیدی را به نومیدی مداوا می کنند

هر سرابی را درین وادی سراب دیگرست

هر پریشان جلوه ای ما را نمی آرد به وجد

ذره ما در کمین آفتاب دیگرست

گو جبین می فروشان سرکه نفروشد به ما

مستی ما همچو منصور از شراب دیگرست

گل برای ما عبث خود را بر آتش می زند

چاره دردسر ما از گلاب دیگرست

ماه تابان از حصار هاله گو بیرون میا

بزم ما را روشنی از ماهتاب دیگرست

کرد آخر صحبت یوسف زلیخا را جوان

بعد پیری عشق را عهد شباب دیگرست

ناخوشی های جهان را بیشتر خوش می کنند

پاک چشمان را مذاق انتخاب دیگرست

از بیاض گردن خوبان تلاوت می کنند

ساده لوحان محبت را کتاب دیگرست

دیده امید ما بر دولت بیدار نیست

فتح باب ما ز چشم نیمخواب دیگرست

کوثر و زمزم عبث آب رخ خود می برند

صائب این لب تشنگی ما را ز آب دیگرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۸۷در خم آن زلف دلها را سرود دیگرست
  2. غزل شمارهٔ ۹۸۸حسن را با بی قراران گیر و دار دیگرست
  3. غزل شمارهٔ ۹۸۹مهر را در چشم تنگ ذره نور دیگرست
  4. غزل شمارهٔ ۹۹۰عرض نادادن کمال خود، کمال دیگرست
  5. غزل شمارهٔ ۹۹۱هر نفس دولت طلبکار مقام دیگرست
  6. غزل شمارهٔ ۹۹۲حسن بالادست را هر روزشان دیگرست
  7. غزل شمارهٔ ۹۹۳هر نگاه حسرت عشاق آه دیگرست
  8. غزل شمارهٔ ۹۹۴عشق را بی دست و پایی دست و پای دیگرست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.