پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۸۸

حسن را با بی قراران گیر و دار دیگرست

مهر را هر ذره ای آیینه دار دیگرست

مستی چشم غزالان نشکند ما را خمار

چشم لیلی دیده ما را خمار دیگرست

به که برگردد به مصر از راه، بوی پیرهن

دیده یعقوب ما را انتظار دیگرست

گرچه از سنگ ملامت کوه از جا می‌رود

عاشقان را لنگر صبر و قرار دیگرست

پیش بت هر چند باشد کافر اصلی عزیز

دین به غارت دادگان را اعتبار دیگرست

سیل معذورست اگر منزل نمی داند که چیست

بحر را هر موج آغوش و کنار دیگرست

لشکر بیگانه را در کشور ما راه نیست

ملک ما زیر و زبر از شهسوار دیگرست

گرچه در زندان عزلت می توان آسوده زیست

با زمین هموار گردیدن حصار دیگرست

هر رگ سنگی پی آزار ما دیوانگان

در کف اطفال، نبض بی قرار دیگرست

از لب سیراب او امیدوار بوسه را

هر جواب خشک، تیغ آبدار دیگرست

تنگ چشمان دام در راه هما می گسترند

دام ما را چشم بر راه شکار دیگرست

پیش آن کس کز دل گرم است در آتش مدام

هر دم سردی نسیم نوبهار دیگرست

زخم از مرهم گواراتر بود بر عارفان

رخنه در زندان به از نقش و نگار دیگرست

نیست صادق دشت پیمای طلب را تشنگی

ورنه هر موج سرابی جویبار دیگرست

گرچه صائب نازک افتاده است آن موی میان

فکر ما نازک خیالان را عیار دیگرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۹۰عرض نادادن کمال خود، کمال دیگرست
  2. غزل شمارهٔ ۹۹۱هر نفس دولت طلبکار مقام دیگرست
  3. غزل شمارهٔ ۹۹۲حسن بالادست را هر روزشان دیگرست
  4. غزل شمارهٔ ۹۹۳هر نگاه حسرت عشاق آه دیگرست
  5. غزل شمارهٔ ۹۹۴عشق را بی دست و پایی دست و پای دیگرست
  6. غزل شمارهٔ ۹۹۵ای نگه مشق شنا در چشم خونپالا بس است
  7. غزل شمارهٔ ۹۹۶نوخطی از تازه رویان جهان ما را بس است
  8. غزل شمارهٔ ۹۹۷خاکساری پشتبان ویرانه ما را بس است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.