پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹۳

هر نگاه حسرت عشاق آه دیگرست

در دل هر قطره اشکی نگاه دیگرست

در بساط من ز تاراج نگاه اولین

نیم جانی مانده، موقوف نگاه دیگرست

در دل هر ذره از کوچکدلی خورشید را

پیش چشم خرده بینان جلوه گاه دیگرست

گرچه در راه محبت یک قدم بی چاه نیست

همچو یوسف در ته هر چاه ماه دیگرست

عقل باشد در طریق کعبه محتاج دلیل

عشق را هر مد آهی شاهراه دیگرست

سجده ابروی خوبان نعل وارون من است

ورنه روی دل مرا در قبله گاه دیگرست

دعوی دل نیست قابل، ورنه در اثبات آن

خال مهر دیگرست و خط گواه دیگرست

هر قدر مقبول باشد عذر در دیوان عفو

بی زبانی مجرمان را عذرخواه دیگرست

گر به یار و دوست باشد صائب استظهار خلق

بیکسان را بی کسی پشت و پناه دیگرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۹۵ای نگه مشق شنا در چشم خونپالا بس است
  2. غزل شمارهٔ ۹۹۶نوخطی از تازه رویان جهان ما را بس است
  3. غزل شمارهٔ ۹۹۷خاکساری پشتبان ویرانه ما را بس است
  4. غزل شمارهٔ ۹۹۸تلخی عالم شراب خوشگوار ما بس است
  5. غزل شمارهٔ ۹۹۹چار دیوار قفس عشرت سرای ما بس است
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۰۰شاهد مستوری گل قطره شبنم بس است
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۰۱گوش گیران قفس را نکهت گلشن بس است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۰۲باده مرد افکن من معنی روشن بس است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.