پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹۰

عرض نادادن کمال خود، کمال دیگرست

چهرهٔ پوشیده‌حالان را جمال دیگرست

می‌کند هر چند چشم شور طوفان در گزند

خودپسندی مرد را عین‌الکمال دیگرست

کیست عقل کلّ که در چرخ آورد افلاک را؟

جنبش این سایه از رعنانهال دیگرست

گرچه حسن آن پری‌رو بی‌مثال افتاده است

رزق هر آیینه‌ای از وی مثال دیگرست

زان به ظاهر بسته ام از شُکر لب، کز سایلان

شُکر بی‌اندازه تمهید سؤال دیگرست

آدمی هر چند باشد در هنر کامل‌عیار

خویش را کامل ندانستن کمال دیگرست

ظلمت شبهای هجران رنگ‌بست افتاده است

ورنه هر داغ، آفتاب بی‌زوال دیگرست

لقمهٔ خوان کرم هر چند چرب افتاده است

بر جگر دندان فشردن‌ها نوال دیگرست

بی‌دماغی را که سر می‌پیچد از آزادگی

سایهٔ بال هما صائب وبال دیگرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۹۲حسن بالادست را هر روزشان دیگرست
  2. غزل شمارهٔ ۹۹۳هر نگاه حسرت عشاق آه دیگرست
  3. غزل شمارهٔ ۹۹۴عشق را بی دست و پایی دست و پای دیگرست
  4. غزل شمارهٔ ۹۹۵ای نگه مشق شنا در چشم خونپالا بس است
  5. غزل شمارهٔ ۹۹۶نوخطی از تازه رویان جهان ما را بس است
  6. غزل شمارهٔ ۹۹۷خاکساری پشتبان ویرانه ما را بس است
  7. غزل شمارهٔ ۹۹۸تلخی عالم شراب خوشگوار ما بس است
  8. غزل شمارهٔ ۹۹۹چار دیوار قفس عشرت سرای ما بس است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.