پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۹۱

هر نفس دولت طلبکار مقام دیگرست

این همای خوش نشین هر دم به بام دیگرست

افسر دولت شکوهی دارد، اما در نظر

خاک بر سر کردگان را احتشام دیگرست

حاجیان کعبه گل محترم باشند، لیک

گرد دل گردیدگان را احترام دیگرست

حسن ماه آسمانی قابل خمیازه نیست

هاله ما در خم ماه تمام دیگرست

گرچه از رفتار جان می‌بخشد آب زندگی

آب تیغ یار را در دل خرام دیگرست

در شراب عالم امکان، دوام نشأه نیست

مستی چشم و لب ساقی ز جام دیگرست

باده بی پشت، از سر زود بیرون می رود

بوسه لبهای نوخط را قوام دیگرست

گرد عصیان زود می گردد به آب تیغ پاک

از گناه ما گذشتن، انتقام دیگرست

نیست سامان تماشا دل به غارت داده را

ورنه در هر حلقه آن زلف دام دیگرست

با شب و روز جهان سفله ما را کار نیست

کز رخ و زلف تو ما را صبح و شام دیگرست

هر نسیمی کز سواد زلف جانان می رسد

جان دورافتاده ما را پیام دیگرست

گرچه خسرو در غزل شیرین زبان افتاده است

کلک صائب طوطی شیرین کلام دیگرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۹۳هر نگاه حسرت عشاق آه دیگرست
  2. غزل شمارهٔ ۹۹۴عشق را بی دست و پایی دست و پای دیگرست
  3. غزل شمارهٔ ۹۹۵ای نگه مشق شنا در چشم خونپالا بس است
  4. غزل شمارهٔ ۹۹۶نوخطی از تازه رویان جهان ما را بس است
  5. غزل شمارهٔ ۹۹۷خاکساری پشتبان ویرانه ما را بس است
  6. غزل شمارهٔ ۹۹۸تلخی عالم شراب خوشگوار ما بس است
  7. غزل شمارهٔ ۹۹۹چار دیوار قفس عشرت سرای ما بس است
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۰۰شاهد مستوری گل قطره شبنم بس است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.