پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۸۴

در طریق عشق هر جا می گذاری پا، سرست

موج این وادی رگ جان، ریگ این صحرا سرست

از محیط آفرینش چون نیاید بوی خون؟

هر حبابی را که می بینی درین دریا سرست

نیست دستی در گریبان چاک گرداندن مرا

چون سبو دست مرا پیوند الفت با سرست

اهل دنیا مال را دارند بیش از جان عزیز

از سر دستار هر کس بگذرد اینجا سرست

مو شکافی را رواجی نیست در بازار عشق

هر که سر از پا نمی داند درین سودا سرست

تخت ما افتادگی و لشکر ما بی کسی

جوهر ذاتی است تیغ ما و تاج ما سرست

اشتها کامل چو شد، خون نعمت الوان بود

چون گران شد خواب، صائب بالش خارا سرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۸۶صبح محشر آن پریرو را نقاب دیگرست
  2. غزل شمارهٔ ۹۸۷در خم آن زلف دلها را سرود دیگرست
  3. غزل شمارهٔ ۹۸۸حسن را با بی قراران گیر و دار دیگرست
  4. غزل شمارهٔ ۹۸۹مهر را در چشم تنگ ذره نور دیگرست
  5. غزل شمارهٔ ۹۹۰عرض نادادن کمال خود، کمال دیگرست
  6. غزل شمارهٔ ۹۹۱هر نفس دولت طلبکار مقام دیگرست
  7. غزل شمارهٔ ۹۹۲حسن بالادست را هر روزشان دیگرست
  8. غزل شمارهٔ ۹۹۳هر نگاه حسرت عشاق آه دیگرست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.