پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۸۶

صبح محشر آن پریرو را نقاب دیگرست

تشنه دیدار را کوثر سراب دیگرست

گرچه دارد چشمه خورشید آب روشنی

در عرق روی بتان را آب و تاب دیگرست

نشأه صهبا نباشد اینقدر دنباله دار

مستی آن چشم مخمور از شراب دیگرست

طالع شهرت بلند افتاده است آن زلف را

ورنه آن موی میان را پیچ و تاب دیگرست

نامه خواندن می دهد هر چند یاد از التفات

پاره کردن نامه ما را جواب دیگرست

آب در پستی عنان خویش نتواند گرفت

عمر را در موسم پیری شتاب دیگرست

گرچه عمر گرمرو پا در رکاب افتاده است

قامت خم زندگانی را رکاب دیگرست

گوشه گیری را که امید گشاد از بستگی است

در به روی خلق بستن فتح باب دیگرست

این که در تر دامنی چون ابر طوفان می کنیم

پشت ما گرم از فروغ آفتاب دیگرست

غافلان از کاهلی امروز را فردا کنند

هر نفس بر عارفان روز حساب دیگرست

نیست صائب چشم ما چون دیگران بر نوبهار

مزرع امید ما سبز از سحاب دیگرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۸۸حسن را با بی قراران گیر و دار دیگرست
  2. غزل شمارهٔ ۹۸۹مهر را در چشم تنگ ذره نور دیگرست
  3. غزل شمارهٔ ۹۹۰عرض نادادن کمال خود، کمال دیگرست
  4. غزل شمارهٔ ۹۹۱هر نفس دولت طلبکار مقام دیگرست
  5. غزل شمارهٔ ۹۹۲حسن بالادست را هر روزشان دیگرست
  6. غزل شمارهٔ ۹۹۳هر نگاه حسرت عشاق آه دیگرست
  7. غزل شمارهٔ ۹۹۴عشق را بی دست و پایی دست و پای دیگرست
  8. غزل شمارهٔ ۹۹۵ای نگه مشق شنا در چشم خونپالا بس است
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.