پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۰۴

بر سر آب است بنیاد جهان زندگی

تا بشویی دست زود از خاکدان زندگی

تا نفس را راست می‌سازی درین بستانسرا

می‌رود بر باد اوراق خزان زندگی

فکر زاد راه بر خاطر گرانی می‌کند

می‌رود از بس به سرعت کاروان زندگی

نقش بندد تا به دامان قیامت بر زمین

هر که از دوش افکند بار گران زندگی

از خدنگ عمر، خودداری طمع کردن خطاست

حلقه گردد چون ز پیر‌ی‌ها کمان زندگی

پرده از روی متاع خویش تا واکرده‌ای

تخته از تابوت می‌گردد دکان زندگی

توتیا سازد به رغبت خاک صحرای عدم

هر که واکرده است چشمی در جهان زندگی

هر که را دیدیم دارد شکوه از روز سیاه

هست در ظلمت نهان آب روان زندگی

عمر را بسیاری گفتار کوته می‌کند

چون سبک مغزان مده از کف عنان زندگی

پایداری کردن از دندان طمع، پوچ است پوچ

اختر ثابت ندارد آسمان زندگی

نیست صائب از هزاران تن یکی از زندگان

زنده‌دل بودن اگر باشد نشان زندگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۰۶چاره از من می کند پرهیز از بیچارگی
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۰۷خط حجاب آن رخ گلرنگ شد یکبارگی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۰۸عقل و هوش و دین نگردد جمع با دیوانگی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۰۹سر فرو نارد به گردون اختر دیوانگی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۱۰گرچه خالی کردم از خون صد ایاغ از تشنگی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۱۱شب که مغزم را به جوش آورد شور بلبلی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۱۲قطره ای از قلزم توحید باشد هر دلی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۱۳ابر مظلم تیره گرداند جهان را در دمی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.