پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۱۳

ابر مظلم تیره گرداند جهان را در دمی

یک ترشرو تلخ سازد عیش را بر عالمی

شبنمی بر دامن گلهای بی خارست بار

بر سبکروحان گرانی می کند اندک غمی

در تجرد می شود اندک حجابی سد راه

آستین دست شناور راست بند محکمی

کوتهی در زخم ناخن این خسیسان می کنند

آه اگر می داشت داغ ما توقع مرهمی

برنمی خیزد به تنهایی صدا از هیچ دست

زود رسوا می شود رازی که دارد محرمی

رتبه کوچکدلی در دیده من شد بزرگ

تا سلیمان کرد تسخیر جهان از خاتمی

گریه نتوانست سوز عشق را تخفیف داد

آتش خورشید را خامش نسازد شبنمی

واصل خورشید می گردد به یک مژگان زدن

هر که را چون شبنم گل هست چشم پرنمی

گوشها را یک قلم می ساختم تنگ شکر

همچو نی در چاشنی می داشتم گر همدمی

سبز می شد کشت امیدم درین مدت، اگر

چشم خود را آب می دادم ز ابر بی نمی

قابل افسوس نبود دوری افسردگان

مرگ خون مرده را صائب نباشد ماتمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۱۵گر به کار خویشتن چون شمع بینا بودمی
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۱۶کاش من از روز اول بوالهوس گردیدمی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۱۷گر سر دنیا نداری تاجدار عالمی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۱۸جامه زرین نگردد جمع با سیمین تنی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۱۹برد شبنم را برون از باغ، چشم روشنی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۲۰ای ز رویت برق عالمسوز در هر خرمنی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۲۱گریه ها در چشم تر دارم تماشاکردنی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۲۲حیرتی از چشم مست یار دارم دیدنی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.