پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۱۹

برد شبنم را برون از باغ، چشم روشنی

با دل روشن تو محو آب و رنگ گلشنی

طور از برق تجلی شهر پرواز یافت

از گرانجانی تو پا بر جا چو کوه آهنی

تلخ می شد زندگی از نوحه دلمردگان

مرده دل را اگر می بود رسم شیونی

بی دل بینا فزاید پرده ای بر غفلتت

با مه کنعان اگر در زیر یک پیراهنی

غنچه با دست نگارین پوست را بر تن شکافت

تو ز سستی همچنان زندانی پیراهنی

گر نمی سازی خراب این خانه را چون عاشقان

باز کن چون عاقلان از چشم عبرت روزنی

وادی خونخوار سودا را چو مجنون دیده ام

جز دهان شیر در وی نیست دیگر مائمنی

حسن عالمسوز را مشاطه ای در کار نیست

می زند هر برگ گل بر آتش گل دامنی

گر نداری گوشه ای صائب در اقلیم رضا

از تو باشد گر همه روی زمین، بی مائمنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۲۱گریه ها در چشم تر دارم تماشاکردنی
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۲۲حیرتی از چشم مست یار دارم دیدنی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۲۳بی تامّل صرفِ نقدِ وقت ، در دنیا کنی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۲۴چند اسباب اقامت جمع در عالم کنی؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۲۵تا به کی دل را سیاه از نعمت الوان کنی؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۲۶ای که فکر چاره بیماری دل می‌کنی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۲۷در عمارت زندگانی چند باطل می‌کنی؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۲۸من به حال مرگ و تو درمان دشمن می کنی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.