پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۱۱

شب که مغزم را به جوش آورد شور بلبلی

بود دامان دگر بر آتش من هر گلی

چشم عبرت بین نداری، ورنه هر شاخ گلی

محضر آمادای باشد به خون بلبلی

نیست بی خون جگر در گلشن عالم گلی

هست هر شاخ گلی محضر به خون بلبلی

یادم آمد طره مشکین آن رعناغزال

هر کجا بر شاخ گل پیچیده دیدم سنبلی

نیست ممکن خنده بر روز سیاه من کند

در قفای هر که افتاده است مشکین کاکلی

زینهار از لاله رخساران به دیدن صلح کن

کز نچیدن می توان یک عمر گل چید از گلی

قامت خم گشته می گفتم حصار من شود

شد گذار کاروان درد و محنت را پلی

دست و دامان تهی رفتم برون صائب ز باغ

بس که مغزم را به جوش آورد شور بلبلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۷۱۳ابر مظلم تیره گرداند جهان را در دمی
  2. غزل شمارهٔ ۶۷۱۴تا نسوزد، عود در مجمر ندارد آدمی
  3. غزل شمارهٔ ۶۷۱۵گر به کار خویشتن چون شمع بینا بودمی
  4. غزل شمارهٔ ۶۷۱۶کاش من از روز اول بوالهوس گردیدمی
  5. غزل شمارهٔ ۶۷۱۷گر سر دنیا نداری تاجدار عالمی
  6. غزل شمارهٔ ۶۷۱۸جامه زرین نگردد جمع با سیمین تنی
  7. غزل شمارهٔ ۶۷۱۹برد شبنم را برون از باغ، چشم روشنی
  8. غزل شمارهٔ ۶۷۲۰ای ز رویت برق عالمسوز در هر خرمنی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.