پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۵۱

عشق صیادی است گردون حلقه فتراک او

هر دو عالم در رکاب توسن چالاک او

تا که را از خاک برگیرد، که را در خون کشد

ناوک مشکل پسند غمزه بی باک او

کشته پیکان او را شستشو در کار نیست

می تراود چشمه کوثر ز شست پاک او

کیست در روی زمین با او تواند دست کوفت؟

کآسمان با این زبردستی بود در خاک او

جوهر غیرت بر او ختم است از صاحبدلان

می گریزد برق عالمسوز از خاشاک او

چون پر پروانه سوزد پرده افلاک را

چون برافروزد ز می رخسار آتشناک او

صائب از نخجیرگاه او به ناکامی بساز

نیست هر صید زبون شایسته فتراک او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۵۳می دود هر کس ز خود بیرون به استقبال او
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۵۴دلنشین افتاده است از بس که خط و خال او
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۵۵زهر آب زندگانی می شود در جام او
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۵۶خضر اگر در خواب بیند خنجر مژگان او
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۵۷از نگاه گرم گردد آفتابی روی او
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۵۸قسمت آیینه محرومی است از دیدار تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۵۹نیست ممکن برگرفتن دیده از دیدار تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۶۰می خورد خون فراغت تشنه آزار تو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.