پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۵۸

قسمت آیینه محرومی است از دیدار تو

عکس ممکن نیست دل بردارد از رخسار تو

آب را کز بی قراری نعل در آتش بود

خشک چون آیینه سازد حیرت گلزار تو

خنده گل چون شکست شیشه اش در دل خلد

گوش هر کس آشنا گشته است با گفتار تو

آب در گوهر نبندد زنگ از استادگی

پسته ای چون گشت از خط لعل گوهربار تو؟

از صف مژگان خوش چشمان بود گیرنده تر

دامن نظاره را خار سر دیوار تو

هست گیراتر ز خون بی گناهان چهره ات

چون تماشایی نظر بردارد از رخسار تو؟

دست می شوید ز آب روح بخش زندگی

هر که را دل زنده گردد صائب از افکار تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۶۰می خورد خون فراغت تشنه آزار تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۶۱می زند ناخن به دل خار سر دیوار تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۶۲جرم اندک را نبخشد رحمت بسیار تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۶۳می کشد گردن هدف از اشتیاق تیر تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۶۴نیست صید لاغر من قابل نخجیر تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۶۵صد زبان در پرده دارد غنچهٔ خاموش تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۶۶می چکد آب حیات از سبزه زار خط تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۶۷از پریشانی نیندیشد گدای زلف تو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.