پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۶۷

از پریشانی نیندیشد گدای زلف تو

عمر جاویدان بود کمتر سخای زلف تو

محو گردد نقطه اش در مد عمر جاودان

هر که سازد خرده جان را فدای زلف تو

رشته جمعیت اوراق از شیرازه است

هست بر آشفتگان واجب دعای زلف تو

برنگیرد دانه تسبیح دلها را ز خاک

رشته زنار کافر ماجرای زلف تو

در کنار آب حیوان افتد از موج سراب

از دو عالم بگذرد هر کس برای زلف تو

هر طرف چون نافه صد خونین جگر افتاده است

تا که را از خاک بردارد هوای زلف تو

هیچ مغزی نیست کز دیوانگی معمور نیست

در زمان مد احسان رسای زلف تو

کاسه دریوزه سازد ناف را آهوی چین

تا کند بویی گدایی از هوای زلف تو

دل که می افشاند دامن بر عبیر پیرهن

خاکبازی می کند در کوچه های زلف تو

چون توانم صائب از فرمان او گردن کشید؟

من که از عالم بریدم از برای زلف تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۶۹خون رغبت را به جوش آرد لب میگون تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۷۰می شود روشن چراغ از چهره رنگین تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۷۱گرچه شد از سرنوشت من نگارین پای تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۷۲از کدامین باغ سوزد عاشق شیدای تو؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۷۳ای بهار آفرینش گرده سیمای تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۷۴ای قیامت پیش خیز قامت رعنای تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۷۵جوش غیرت می زند خون حنای پای تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۷۶بس که تندی کرد با پهلونشینان خوی تو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.