پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۷۵

جوش غیرت می زند خون حنای پای تو

تا که بوسیده است گستاخانه جای پای تو؟

پنبه در گوش از صدای خنده گل می نهد

گوش هر کس آشنا شد با صدای پای تو

خوش نماید چون شراب لعل در جام بلور

عاشقان را در نظر رنگ حنای پای تو

گرچه باشد شمع کافوری به خوش ساقی علم

پای طاوس است نسبت به صفای پای تو

داغ دارد هاله مه را ز روشن دیدگی

حلقه خلخال از نور و ضیای پای تو

بس که در یک جا ز شوخی ها نمی گیری قرار

ساده باشد وادی امکان ز جای پای تو

خجلت روی زمین از تنگدستی می کشد

نقد جان را گر کند صائب فدای پای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۷۷ای زبان شعله از زنهاریان خوی تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۷۸برنمی آید کسی با خوی یک پهلوی تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۷۹نافه چین را گریبان پاره سازد موی تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۸۰دوست را از دیگران ای عاشق شیدا مجو
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۸۱نیست همدوشی به نخل قامت او، شان سرو
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۸۲عقده ای نگشود آزادی ز کارم همچو سرو
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۸۳رزق ما نظاره خشکی است از بالای سرو
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۸۴محو چون خواهی شد آخر محو آن رخسار شو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.