پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۸۱

نیست همدوشی به نخل قامت او، شان سرو

مصرع حسن دوبالا نیست در دیوان سرو

خون گل از بس که جوش غیرت از رشک تو زد

می چکد چون شمع آتش از سر مژگان سرو

دوستی با تازه رویان عمر می سازد دراز

صد نهال غنچه پیشانی بلاگردان سرو!

حرز آزادی بلاگردان چندین آفت است

نیست تاراج خزان را دست بر دامان سرو

گرچه طوق بندگی عمری است دارم بر گلو

برگ سبزی نیستم شرمنده احسان سرو

صائب آن شمشاد قد هرگه به بستان می رود

می شود صد طوق گردن بیشتر نقصان سرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۸۳رزق ما نظاره خشکی است از بالای سرو
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۸۴محو چون خواهی شد آخر محو آن رخسار شو
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۸۵قانع از رزق پریشان با دل صدپاره شو
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۸۶خوشدلی می خواهی از هوش و خرد بیگانه شو
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۸۷تلخرو از هر نسیم سهل چون دریا مشو
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۸۸از گرانجانی گران بر خاطر دنیا مشو
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۸۹در برون رفتن ز بزم زندگی کاهل مشو
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۹۰در کهنسالی ز مرگ ناگهان غافل مشو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.