پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۸۳

رزق ما نظاره خشکی است از بالای سرو

وقت قمری خوش که بر سرمی کشد، مینای سرو

در گلستانی که شمشاد تو آید در خرام

سبزه خوابیده گردد قامت رعنای سرو

طوق قمری می کند این جمع را گردآوری

ورنه می پاشد به یک ساعت ز هم اجزای سرو

از نظربازان شود حسن نکویان دیده ور

نیست غیر از طوق قمری دیده بینای سرو

طوق قمری چون خط پیمانه می آید به چشم

می کند از بس تراوش نشأه از مینای سرو

مردم آزاده را عین الکمالی لازم است

نیل چشم زخم روی سرو باشد پای سرو

نیست در سر در هوایان قرب نیکان را اثر

برنمی آید به آب روشن از گل پای سرو

تیر را از بال و پر بی رحمی افزون می شود

از هجوم قمریان افزود استغنای سرو

بیخودان از جستجو در وصل فارغ نیستند

قمری از حیرت همان کوکو زند در پای سرو

جامه بسیار، دارد کهنگی در آستین

تازه باشد چار موسم جامه یکتای سرو

نیستند آزادگان فارغ ز شست و شوی دل

در کنار آب باشد بیش صائب جای سرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۸۵قانع از رزق پریشان با دل صدپاره شو
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۸۶خوشدلی می خواهی از هوش و خرد بیگانه شو
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۸۷تلخرو از هر نسیم سهل چون دریا مشو
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۸۸از گرانجانی گران بر خاطر دنیا مشو
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۸۹در برون رفتن ز بزم زندگی کاهل مشو
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۹۰در کهنسالی ز مرگ ناگهان غافل مشو
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۹۱از نسیم ای ساکن بیت الحزن غافل مشو
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۹۲بی طلب زنهار بر خوان کسان مهمان مشو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.