پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۹۰

در کهنسالی ز مرگ ناگهان غافل مشو

برگ چون شد زرد از باد خزان غافل مشو

امن نتوان زیست از اقبال و ادبار فلک

از دم شمشیر و از پشت کمان غافل مشو

از چراغی می توان افروخت چندین شمع را

دولتی چون رودهد از دوستان غافل مشو

تا در ایام خزان برگ و نوایی باشدت

در بهار از بلبلان ای باغبان غافل مشو

برگ از اندک نسیمی دست و پا گم می کند

تا نفس باقی است از پاس زبان غافل مشو

دیدی از اخوان چه پیش آمد عزیز مصر را

زینهار از مکر اخوان زمان غافل مشو

هر کجا چون شمع گرم محفل آرایی شوی

از دهان گاز ای آتش زبان غافل مشو

تا زبان شکر جای سبزه باشد حاصلت

از زمین تشنه، ای آب روان غافل مشو

نابجا نبود سخن، مگشا لب گفتار خویش

از هدف چون تیر در بحر کمان غافل مشو

برندارد دولت بیدار غفلت، زینهار

در کنار بام از خواب گران غافل مشو

رشته هستی به قدر فکر می گردد بلند

صائب از تحصیل عمر جاودان غافل مشو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۹۲بی طلب زنهار بر خوان کسان مهمان مشو
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۹۳غافل از داغ جنون ای دیده روشن مشو
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۹۴چو بنشیند، شود صد کوه تمکین همنشین با او
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۹۵نگردد بی صفا از خط لب گوهرنثار او
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۹۶جنون گنجی است گوهرخیز، زنجیر اژدهای او
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۹۷چه خوش باشد که گردد دیده روشن از عذار تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۹۸چه باشد حاصل مرغ چمن ای گلعذار از تو؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۹۹بهار آفرینش را نگاری نیست غیر از تو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.