پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۹۳

غافل از داغ جنون ای دیده روشن مشو

گر رهایی چشم داری غافل از روزن مشو

دامن رستم به دست جذبه سوی خویش کش

دل نهاد این چه تاریک چون بیژن مشو

گر نچینی خوشه ای، چون مور بر چین دانه ای

دست و دامان تهی زنهار ازین خرمن مشو

این سیه کاران سزاوار توجه نیستند

پیش این تردامنان آیینه روشن مشو

احتیاط از کف مده هر چند در راه حقی

همچو موسی بی عصا در وادی ایمن مشو

باش زیر چرخ تا آیینه ات دارد غبار

چون شدی روشن، غبار خاطر گلخن مشو

دامن اهل تجرد با گرانجانی مگیر

بر مسیحای سبکرو بار چون سوزن مشو

خون فاسد در بدن آهن ربای نشترست

نیش مردم برنمی تابی رگ گردن مشو

جمع کن چون شبنم گل پا به دامان ادب

از نگاه خیره گل را خار پیراهن مشو

آبرویی نیست در گلزار ابر خشک را

چون نداری چشم تر، در حلقه شیون مشو

شکوه ناسازی گردون به اهل دل مبر

یوسف گل پیرهن را خار پیراهن مشو

بر چراغ ما کز او چشم جهانی روشن است

تا توان فانوس شد، ای سنگدل دامن مشو

جستجو صائب به جایی می رساند خویش را

هر قدر سختی ببینی سست در رفتن مشو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۹۵نگردد بی صفا از خط لب گوهرنثار او
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۹۶جنون گنجی است گوهرخیز، زنجیر اژدهای او
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۹۷چه خوش باشد که گردد دیده روشن از عذار تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۹۸چه باشد حاصل مرغ چمن ای گلعذار از تو؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۹۹بهار آفرینش را نگاری نیست غیر از تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۰۰زهی گردون کف بی مغزی از دریای عاشق تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۰۱ندارد اختیار در گشودن باغبان تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۰۲من آن بخت از کجا دارم که پیچیم بر میان تو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.