پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۹۵

نگردد بی صفا از خط لب گوهرنثار او

که می شوید سیاهی را عقیق آبدار او

سهی سروی که چشم من سفید از انتظارش شد

ز تمکین برنمی خیزد غبار از رهگذار او

شود چون ناف آهو مشک خون در حلقه چشمش

به خاطر بگذراند هر که زلف مشکبار او

کجا خودداری از پروانه بی تاب می آید؟

در آن محفل که با مجمر به رقص آید شرار او

می ممزوج را از صرف بهتر می توان خوردن

زیاد از چشم باشد فیض لعل آبدار او

دو عالم گر شود زیر و زبر از جا نمی خیزد

سپندی را که بر آتش نشاند انتظار او

تمام عمر باشد روزنش از روز دگر خوشتر

شبی چون زلف هر کس سرگذارد در کنار او

حلالش باد هر آبی که می نوشد درین گلشن

چو تا آن کس که گردد آب می در جویبار او

به جای اشک، آب زندگی در دیده اش گردد

دل هر کس که چون صائب شود آیینه دار او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۹۷چه خوش باشد که گردد دیده روشن از عذار تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۹۸چه باشد حاصل مرغ چمن ای گلعذار از تو؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۹۹بهار آفرینش را نگاری نیست غیر از تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۰۰زهی گردون کف بی مغزی از دریای عاشق تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۰۱ندارد اختیار در گشودن باغبان تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۰۲من آن بخت از کجا دارم که پیچیم بر میان تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۰۳خط شبرنگ با لعل لب جانان زند پهلو
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۰۴زمین از اشک پرشورم به طوفان می زند پهلو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.