پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۹۸

چه باشد حاصل مرغ چمن ای گلعذار از تو؟

که از گل می خورد صد کاسه خون هردم بهار از تو

مکرر بر سر بالین شبنم آفتاب آمد

نشد روشن شود یک بار چشم اشکبار از تو

مرا شرمنده کردی از دل امیدوار خود

مبادا هیچ کافر در جهان امیدوار از تو!

شد از سنگینی بیماریم دل نرم دشمن را

به پنهان دیدنی هرگز نگشتم شرمسار از تو

به تلخی می توانی شکرستان کرد عالم را

که دارد آرزوی بوس و امید کنار از تو؟

به جامی دستگیری کن خمارآلوده خود را

چرا ای ابر رحمت بر دلی ماند غبار از تو؟

مرا خود نیست یارای سؤال، آخر چه می گویی

اگر پرسد گناه من کسی روز شمار از تو

به قسمت راضیم ای سنگدل دیگر چه می خواهی؟

خمار بی شراب از من، شراب بی خمار از تو

نمی شد زخمی تیغ تغافل اینقدر صائب

اگر می بود ممکن قطع امید ای نگار از تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۰۰زهی گردون کف بی مغزی از دریای عاشق تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۰۱ندارد اختیار در گشودن باغبان تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۰۲من آن بخت از کجا دارم که پیچیم بر میان تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۰۳خط شبرنگ با لعل لب جانان زند پهلو
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۰۴زمین از اشک پرشورم به طوفان می زند پهلو
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۰۵هر که چون شبنم گل پاک بود گوهر او
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۰۶برخوری زان لب میگون که ز اندیشه او
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۰۷کشت بی خوشه خجالت کشد از روی درو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.