پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۰۵

هر که چون شبنم گل پاک بود گوهر او

چمن آرا کند از دامن گل بستر او

چشم بد دور ز مژگان سبکدست تو باد!

که به خون دو جهان سرخ نشتر او

هر که را برق نگاه تو کند خاکستر

آتش طور توان یافت ز خاکستر او

لب تیغی که لب زخمی ازو تر نشود

ریشه سبزه زنگار شود جوهر او

عشق پرشور تو دریای گرامی گهری است

که سیه بختی عشاق بود عنبر او

سر خورشید ازان در خم نه چوگان است

که رساند رخ زردی به غبار در او

چرخ اگر عود مرا سوخت، به خود نقصان کرد

سرد شد گرمی هنگامه نه مجمر او

هر که در موسم گل باده گلگون نخورد

می شود چون زر گل، قسمت آتش زر او

عمر شیرازه گلهای چمن ده روزست

خرم آن گل که پریشان نشود دفتر او

نیست مخصوص دل آشفته دماغی صائب

غنچه ای نیست پریشان نشود دفتر او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۰۷کشت بی خوشه خجالت کشد از روی درو
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۰۸نه خط است این که دمید از لب جان پرور تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۰۹چشم را خیره کند پرتو زیبایی تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۱۰چرب نرمی ز رقیبان ستمکار مجو
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۱۱کی دوبین می شود از سایه تماشایی سرو؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۱۲از سر کوی قناعت به در شاه مرو
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۱۳ای دل غافل از اسباب جهان دست بشو
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۱۴بیا که سوخت مرا هجر بی مروت تو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.