پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۰۸

نه خط است این که دمید از لب جان پرور تو

که به دل بردن ما بست کمر شکر تو

دل دو نیم است ز لعل لب جان پرور تو

بازمانده است دهان صدف از گوهر تو

می چکد بس که می از لعل می آلود ترا

تهی از باده به خوردن نشود ساغر تو

پرده شرم ازان چهره نوخط بردار

چند باشد چو زره زیر قبا جوهر تو؟

عمر جاوید به نظارگیان می بخشد

هر که چون زلف شبی روز کند در بر تو

می پرد چشم جهان در طلبش چون مه عید

تا که را چشم فتد بر کمر لاغر تو

تا به دامان قیامت گل ازو می ریزد

دست هر کس که شبی ماند به زیر سر تو

گردن سنگ شود نرم ز پروانه عزل

سخت تر شد ز خط سبز دل کافر تو

راه چون خانه دربسته در او نتوان یافت

گرچه چون آینه بازست به عالم در تو

لب زخم من و اظهار شکایت، هیهات

که گشوده است بغل در هوس خنجر تو

این غزل آن غزل خواجه سنایی است که گفت

خنده گریند همی سوختگان در بر تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۱۰چرب نرمی ز رقیبان ستمکار مجو
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۱۱کی دوبین می شود از سایه تماشایی سرو؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۱۲از سر کوی قناعت به در شاه مرو
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۱۳ای دل غافل از اسباب جهان دست بشو
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۱۴بیا که سوخت مرا هجر بی مروت تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۱۵عنان به طول امل داده ای دریغ از تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۱۶ز کعبه سنگ به دل می زند خلیل از تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۱۷رسید خانه زین عاقبت به کام از تو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.