پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۱۳

ای دل غافل از اسباب جهان دست بشو

از ثبات قدم ریگ روان دست بشو

همچو اوراق خزان پا به رکاب است حواس

از وفاداری اوراق خزان دست بشو

تا به آن کان ملاحت نمکی تازه کنی

اول از مایده بی نمکان دست بشو

دست اگر از خودی خود نتوانی شستن

مشت آبی به کف آر از دگران دست بشو

تخم چون سوخت برومند نگردد هرگز

برو ای عقل ازین سوخته جان دست بشو

آنقدر باش درین بوته که دل آب شود

آب چون شد دلت از هر دو جهان دست بشو

پیشتر زان که بشویند به خون رخسارت

داغ بر دل نه، ازین لاله رخان دست بشو

تا به شیرین جهان چون شکر و شیر شوی

کوهکن وار ز شیرینی جان دست بشو

هست تا در جگر از اشک ندامت آبی

صائب از دامن ابنای زمان دست بشو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۱۵عنان به طول امل داده ای دریغ از تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۱۶ز کعبه سنگ به دل می زند خلیل از تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۱۷رسید خانه زین عاقبت به کام از تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۱۸زمین نشسته به خاک سیاه از غم تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۱۹ز گل فزود مرا خارخار خنده تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۲۰چه دل گشایدم از باغ و بوستان بی تو؟
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۲۱شکفتگی نشود سبز در چمن بی تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۲۲زبان چو پسته شود سبز در دهن بی تو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.