پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۱۶

ز کعبه سنگ به دل می زند خلیل از تو

الف به سینه کشد بال جبرئیل از تو

چه آرزوی شهادت کنم، که سوخته است

به داغ یأس جگرگوشه خلیل از تو

کیم من و چه بود قدر صید لاغر من؟

که خون خضر و مسیحا بود سبیل از تو

مگر به خویش دلالت کنی مرا، ورنه

شده است خشک چو سنگ نشان دلیل از تو

به درگه تو بزرگی نمی رسد به کسی

که سنگسار ابابیل گشت فیل از تو

چرا کلیم تو از شور بحر اندیشد؟

که شاهراه نجات است رود نیل از تو

برات سینه گرم مرا به داغ نویس

بهشت و کوثر و تسنیم و سلسبیل از تو

چو برگهای خزان دیده می تپد بر خاک

زبان عقل و پر و بال جبرئیل از تو

ترحم است بر آن ساده دل که چون صائب

کند ز حال قناعت به قال و قیل از تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۱۸زمین نشسته به خاک سیاه از غم تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۱۹ز گل فزود مرا خارخار خنده تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۲۰چه دل گشایدم از باغ و بوستان بی تو؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۲۱شکفتگی نشود سبز در چمن بی تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۲۲زبان چو پسته شود سبز در دهن بی تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۲۳ز من شکیب به قدر دل فگار بجو
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۲۴چو از تو دیده و دل کامیاب شد هر دو
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۲۵مشو چو موج شلاین به هر کنار و برو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.