پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۵۱۹

ز گل فزود مرا خارخار خنده تو

که نیست خنده گل در شمار خنده تو

مرا ز سیر گلستان نصیب خمیازه است

که نشکند قدح گل خمار خنده تو

شده است گل عبث از برگ سر به سر ناخن

گرهگشایی دلهاست کار خنده تو

تو چون دهن به شکرخنده واکنی چون صبح

کند فلک زر انجم نثار خنده تو

گشود لب به شکرخنده غنچه تصویر

نشد که گل کند از لب بهار خنده تو

درآی از درم ای صبح آرزومندان

که سوخت شمع من از انتظار خنده تو

ز آفتاب چرا مهر بر دهن دارد؟

اگر نه صبح بود شرمسار خنده تو

کند نسیم گریبان غنچه را صد چاک

دهن چگونه شود پرده دار خنده تو؟

طرف چگونه شود با رخ تو ماه، که صبح

ز آفتاب بود داغدار خنده تو

ز شور حشر نمکسود تا به کی گردد؟

دل دو نیم من از رهگذار خنده تو

دهان غنچه به لب مهر دارد از شبنم

ز بس خجل شده در روزگار خنده تو

بود ز قند مکرر حلاوتش افزون

گرفته ایم مکرر عیار خنده تو

چو شمع صبح همین آرزوست صائب را

که جان خویش نماید نثار خنده تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵۲۱شکفتگی نشود سبز در چمن بی تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۵۲۲زبان چو پسته شود سبز در دهن بی تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۵۲۳ز من شکیب به قدر دل فگار بجو
  4. غزل شمارهٔ ۶۵۲۴چو از تو دیده و دل کامیاب شد هر دو
  5. غزل شمارهٔ ۶۵۲۵مشو چو موج شلاین به هر کنار و برو
  6. غزل شمارهٔ ۶۵۲۶ز شرم قد بلند تو آب گردد سرو
  7. غزل شمارهٔ ۶۵۲۷ز جلوه های صنوبرقدان ز راه مرو
  8. غزل شمارهٔ ۶۵۲۸روزی که پسته دید لب همچو قند او
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.