پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۷۷

ای زبان شعله از زنهاریان خوی تو

شاخ گل لرزان ز رشک قامت دلجوی تو

پرتو روی تو شمع خلوت روشندلان

جوهر آیینه از زنجیریان موی تو

سایه خود را که دایم در رکابش می رود

خانه صیاد می داند رم آهوی تو

پنجه شمشاد را از شانه بیرون کرده است

بارها زور کمان حلقه گیسوی تو

عمرها شد تا ز چشم اعتبار افکنده است

قبله را چون طاق نسیان گوشه ابروی تو

گرچه نرگس برنمی دارد نظر از پیش پا

زیر پای خود نبیند نرگس جادوی تو

چون تماشایی نگردد از تماشای تو مست؟

باده گلرنگ می سازد عرق را روی تو

می کند زنجیر جوهرپاره چون دیوانگان

دید تا آیینه روی خویش را در روی تو

چون زنم مژگان به یکدیگر، که خون مرده را

از شکر خواب عدم بیدار سازد بوی تو

رنگ می بازد ز خوی آتشینت آفتاب

کیست صائب تا دلیر آید به طوف کوی تو؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۷۹نافه چین را گریبان پاره سازد موی تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۸۰دوست را از دیگران ای عاشق شیدا مجو
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۸۱نیست همدوشی به نخل قامت او، شان سرو
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۸۲عقده ای نگشود آزادی ز کارم همچو سرو
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۸۳رزق ما نظاره خشکی است از بالای سرو
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۸۴محو چون خواهی شد آخر محو آن رخسار شو
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۸۵قانع از رزق پریشان با دل صدپاره شو
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۸۶خوشدلی می خواهی از هوش و خرد بیگانه شو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.